اين روزهاي سرد و خاكستري زندگي بي هيچ طراوت و نو رسي با همان خاطرات تكراري و پر اندوه ميگذرد
نيستم وقتي كه بايد باشم.......رد اوج شادي
هستم وقتي كه نبايد باشم.....در بي حوصلگي دوران تنگ و تلخ
چنان از زندگي دلتنگ و دلگيرم .........
بازهم همان ابيات تكراري .
گاه به تقدير و گاه به تقصير خويش مي انديشم اما كاش يك دم او به من ميانديشيد
_____________________________________________________________________
ضمن تشكر گرم و صميمانه از رفت وآمد دلگرم كنندتون
و بازهم رو سياهي من است در مقابل تمام مهربونيتون...
باور كنيد به قدري سرم شلوغ است كه نميتونم بهتون سر بزنم
ميدونم ميگيد بهونست ولي .........شرمنم به خدا
+ نوشته شده در
87/11/23ساعت 13:52  توسط یه تنها
|
پشت چراغ قرمز چشم تو گل بفروشم میخری
بهم نگاه کن به چشم یه جور گدای معمولی
گفتی از عشق بگو
گفتم دروغه
گفتی از دلت بگو
گفتم غروبه
گفتی یه قصه تازه واسه قلبه شکسته
که بشه مرحم دردام نشه بغض گلوی بسته
گفتم از عشق که گفتم گریه کردی
از دله تنگم که خوندم باور نکردی
قصه صادقانه دلم رو
تو به بازی گرفتی و یادم نکردی
+ نوشته شده در
87/10/21ساعت 13:18  توسط یه تنها
|
از همه دوستان عذر می خوام که دیر به دیر میام ....و جوابتون رو نمیدم..
امیدوارم خیلی زود برگردم ووووووو محبت هاتون جبران رو بکنم
پس تا اون موفع بای تا های
+ نوشته شده در
87/08/19ساعت 14:7  توسط یه تنها
|
خیلی کمه برای یه برگشت......
وقتی دلم برای تو تنگ میشود
حتی نسیم هم نفس سنگ میشود
انگار مشت شیشه شبرنگ انتظار
دستم به دامن غزلت تنگ میشود
ای روح پاک پنچره های پرنده دوست
قلبم میان سینه ام آونگ میشود
باور کن طنین تپشهای بی قرار
بی تو صدای زشترین زنگ میشود
ای روشن ,خوب, معطر, ترانه ساز
بی تو دلم برای خودم تنگ میشود
+ نوشته شده در
87/07/04ساعت 0:0  توسط یه تنها
|
راستش من تا حالا فرصت نشده بود که اینجوری راحت بخوام با هاتون صحبت کنم.....
پس برای شروع
سلام
میخوام همین اول کار یه تشکر ویژه داشته باشم از همه دوستانی که متحمل زحمت میشن و
بهم سر میزنن و برام کامنت میزارن
راستش یه سری از دوستان نسبت به شخصیت حقیر کنجکاوی های داشتن
که من به اصرار یه سری از دوستان تا حدودی شخصیت کم و نقیص این بنده رو شرح
اسرار کردم
البته از قلم نیوفته که دوستان ...چندیشون به این موضوع بسنده نکرده و منو مجبور
به توضیح کردن
در مورد جنسیتم که اگر دوستان تعملی هر چند کم اما کافی تو وبلاگم داشته باشن کاملا حل موضوع
میشه حتی من باب نام و نسبم...
اما موضوع اصلی...
بنده به خاطر موقعیت شغلی که دارم جز سه ماه قمری...که محرم و صفر و رمضان...قادر به ترک محل نیستم..
اما خوب یه موضوعی مزید بر علت سفر اینجانب شده...
که سخت محتاج به دعای شما دوستان هستم.......
تو ایام مبارک میگن حاجات سوا نمیشه....خدا تو ضیافتش هر کی هرچی بخواد بهش میده
این فرصت رو از دست ندین.....سفره نشین ضیافتش باشین...
محتاج دعای بیریاتون هستم
+ نوشته شده در
87/06/16ساعت 0:49  توسط یه تنها
|